چهار شنبه, ۲۹ دی, ۱۳۹۵ - January 18, 2017

پیغام خطا

Notice: Undefined property: view::$exposed_input در views_plugin_display_attachment->attach_to()‎ (خط ۲۳۰ در ‎/home/sporteps/public_html/roozafarin.com/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_display_attachment.inc).

مصاحبه با پدرام ثامنی، بنیان‌گذار استارتاپ Patexia

نسخه PDFنسخه PDF
مصاحبه روزآفرین با پدرام ثامنی، بنیان‌گذار استارتاپ Patexia

پدرام ثامنی در سال ۱۹۷۷ در تهران به‌دنیا آمد. لیسانسش را در رشته‌ی مهندسی الکترونیک از دانشگاه تهران دریافت کرد و برای ادامه‌ی تحصیل به کانادا رفت. در سال ۲۰۰۱ موفق شد فوق‌لیسانس مهندسی الکترونیک خود را از دانشگاه سایمون فریزر کانادا بگیرد. سپس به دانشگاه بریتیش کلمبیا رفت و در مقطع دکترای الکترونیک به تحصیل خود ادامه داد. بعد از اتمام دکترای خود در سال ۲۰۰۵ برای کار در یک استارتاپ به سا‌ن‌فرانسیسکوی ایالات متحده نقل مکان کرد. بعد از چند سال کار، سرانجام تصمیم به راه‌اندازی استارتاپی در حوزه‌ی مالکیت معنوی و ثبت اختراعات گرفت؛ بر اساس ایده‌ای که با مشاهده‌ی ناکارآمدیهای موجود در این حوزه به ذهنش رسیده‌بود. ایده‌ای جالب و کاربردی که مشکل بسیاری از کمپانی‌های بزرگ و کوچک در زمینه‌ی مالکیت معنوی را حل می‌کند. پتکسیا امروز یک استارتاپ موفق است که با تلاش‌های مستمر پدرام و گروه مشتاق و علاقمندش به اینجا رسیده‌است.

با همه‌ی گرفتاری‌های معمول استارتاپ‌ها، پدرام ثامنی عزیز با دقت و صداقت مثال‌زدنی به همه‌ی سوالات روزآفرین پاسخ‌ داد و از استارتاپش، سختی‌ها، تجربیات و جزئیات سفر کارآفرینانه‌اش گفت. حرف‌هایی که برای کارآفرینان نوپا راه‌گشا و آموزنده‌ خواهد بود. مصاحبه‌ی روزآفرین با پدرام ثامنی را در ادامه بخوانید:

روزآفرین: کمی درباره‌ی استارتاپ خود صحبت کنید. در پتکسیا چه اتفاقی می‌افتد؟

امروزه بیش از ۸۰ درصد از بازار سرمایه‌ی ۵۰۰ سهام برتر بازار بورس نیویورک (S&P 500) از دارایی‌های نامشهود (دانش، فوت و فن، اطلاعات، مالکیت معنوی و ...) تشکیل شده‌است. مالکیت معنوی یا ثبت اختراعات (پتنت‌ها)، یک گروه از دارایی‌ها شبیه انواع دیگر از قبیل املاک و مستغلات و ... به حساب می‌آید که سهم بزرگی از این دارایی‌های نامشهود را شامل می‌شود. مالکیت معنوی می‌تواند برای برخی کمپانی‌ها دارایی بسیار باارزشی باشد و البته بین کمپانی‌های مختلف دست به دست شود (هیچ شرکتی به تنهایی نمی‌تواند همه چیز را از ابتدا اختراع یا خلق کند، فلذا آن‌ها معمولاً مجوز استفاده از فناوری‌های مختلف را از شرکت‌ها و موسسات پژوهشی دیگر، از قبیل دانشگاه‌ها، خریداری می‌کنند). درک این گروه از دارایی‌ها و ارزش آن‌ها موضوع کم‌اهمیت و پیش‌پاافتاده‌ای نیست، چرا که نیاز به انواع مهارت‌ها و تخصص‌های گوناگون در حوزه‌های علم، فناوری، کسب و کار و حقوقی دارد. به‌طور معمول هیچ‌کس به تنهایی قادر به درک تمامی این حوزه‌ها نخواهد بود.

پتکسیا بستری است که از قدرت فناوری و همکاری، برای حل برخی مسائل مربوط به ثبت اختراعات و مالکیت معنوی و پیگیری‌های لازم بعدی از جمله نگهداری، مدیریت، کسب درآمد، دادخواهی و ... استفاده می‌کند. ماموریت ما بهره‌گیری از دو ابزار فناوری و همکاری، برای وصل‌کردن کارشناسان حقوقی و متخصصین کسب و کار به کارشناسان حوزه‌های تحصصی در تمامی زمینه‌های فنی و علمی از قبیل مهندسی الکترونیک، علوم کامپیوتر، بیولوژی، گاز و نفت و ... به منظور ایجاد شفافیت و کارایی در مالکیت معنوی است.

یکی از موضوعاتی که در فرآیند ارزش‌گذاری ثبت اختراعات پیش می‌آید مساله‌ی روایی یا اعتبار آن‌هاست؛ به این معنی که آیا آن‌ها در زمان اختراع واقعاً بدیع و نو بوده‌اند؟ این کار اصلی اداره‌ی ثبت اختراع است. با این‌حال، زمانی که فکرش را می‌کنید، وقتی برای گرفتن گواهی ثبت اختراع درخواستی به این اداره‌ می‌رسد، برای بررسی آن را در اختیار یکی از کارشناسان ارزیاب خود قرار می‌دهند و معمولاً او باید در زمانی محدود و کوتاه بدیع بودن آن مفهوم را مورد ارزیابی قرار دهد. این بدان معنی است که او باید همه جا را بگردد و به زبان‌های مختلف جستجو کند تا مطمئن شود که آن ایده قبلاً وجود نداشته‌است! حال تصور کنید برخی از این ایده‌ها حاصل سال‌ها پژوهش دانشمندان در آزمایشگاه‌ تحقیقاتی یک کمپانی باشد! این خیلی کار راحتی نیست (اگر نگوئیم محال!) که آدم از هر مفهومی سر در بیاورد و بعد تمام مدارک موجود آن هم به زبان‌های مختلف را جستجو کرده و در زمانی محدود و کوتاه تصمیم‌گیری کند. در نتیجه بسیاری از ایده‌هایی که توسط اداره‌ی ثبت اختراعات گواهی ثبت دریافت می‌کنند نه روایی دارند و نه جدیدند! این موضوعی است که اغلب نادیده گرفته‌می‌شود. اما درست زمانی که یک فناوری برای یک صنعت مهم و تبدیل به جریان اصلی می‌شود (وقتی پای یک ایده‌ی چندین میلیون و یا حتی میلیارد دلاری در میان باشد)، شرکت‌ها درباره نحوه‌ی ارزیابی اداره‌ی ثبت اختراعات کنجکاو می‌شوند و درباره‌ی آن پرس و جو می‌کنند. ما این مساله را با استفاده از بستر جمع‌سپاری خود حل کرده‌ایم:

- جمع‌سپاری به کارشناسان:

پتکسیا برای هر فناوری مورد سوال، یک مسابقه‌ی فنی برگزار می‌کند و از اعضای خود، جمعیتی بیش از ۱۰ هزار کارشناس در سرتاسر دنیا، می‌خواهد که در این مسابقه شرکت کرده و منابع فنی معتبر که توصیف‌کننده‌ی فناوری مربوطه باشند را پیش از زمان بایگانی شدن ثبت اختراع پیدا کنند. برای هر مسابقه جایزه‌ی با ارزشی از ۳۰۰۰ دلار تا گاهی حتی ۲۵۰۰۰ دلار اختصاص می‌یابد. این جوایز و مهلت شرکت در مسابقه توسط شرکتی که خواهان اطلاعات مذکور است و بر اساس پیشنهادی که پتکسیا بر مبنای تجارب قبلی و پیچیدگی هر مسابقه ارائه می‌دهد، تعیین می‌گردد.

علاوه بر این، پتکسیا از بستر جمع‌سپاری خود برای حل مشکلات فنی دیگر شرکت‌ها و حتی انجام تحقیقات بازار در زمینه‌های مختلف نیز استفاده می‌کند.

ما هم‌چنین یک بستر دیگر برای ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ای مستقیم نیز داریم:

- "ارتباط": بستری است که پتکسیا از ان برای ایجاد ارتباط مستقیم بین یک کارشناس و یک کسب و کار جهت ارائه‌ی خدمات مشاوره استفاده می‌کند. کارشناسی که برای پتکسیا و در راستای حل مشکل فنی مشتریان کار می‌کند. اکثر اوقات این ارتباط می‌تواند به‌صورت از راه دور، حتی برای مشتریانی که در کشورهای دیگر قراردارند، برقرار شود.

 


نمایی از صفحه جمع‌سپاری و برخی از مسابقات برگزار شده در پتکسیا در زمینه مالکیت معنوی و ثبت اختراعات

روزآفرین: چطور شد از پتکسیا سر درآوردید؟

بعد از اینکه دکترای خود را در رشته‌ی مهندسی الکترونیک از دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفتم، بیشتر به دنبال موقعیت‌هایی می‌گشتم که این شانس را به من می‌دادند تا خودم را بهتر بشناسم. من همیشه مجذوب فناوری بودم، به همین دلیل می‌خواستم به یک کمپانی فناوری و ترجیحاً در حوزه‌ی تحصصی خودم، یعنی نیمه‌هادی‌ها (Semiconductor)، بپیوندم؛ این به من امکان رشد سریع‌تری هم می‌داد. کمپانی International Rectifier یک کمپانی سازنده‌ی نیمه‌هادی‌ها و مستقر در لوس‌انجلس بود که برنامه‌ای خاص با عنوان "برنامه‌ی چرخشی" (Rotation Program) داشت. این برنامه به شما امکان جابه‌جایی درون شرکت و انتخاب نقش‌ها و مسئولیت‌های مختلف و دو سال کار در بخش‌های متفاوت را می‌داد. با خود فکر کردم این می‌تواند یک موقعیت ایده‌آل باشد چرا که به من کمک می‌کرد تا نقش‌های متفاوتی را درون یک کمپانی تجربه کنم. پس می‌توانستم تصمیمات آگاهانه‌تری درباره اهداف و برنامه‌های بلندمدت خود بگیرم. لذا در مِی ۲۰۰۷ به عنوان مهندس طراح مدار به این کمپانی پیوستم. (این کمپانی به تازگی توسط شرکت Infineon خریداری شد.)

بعد از ۶ ماه تصمیم گرفتم به دپارتمان مالکیت معنوی بپیوندم؛ بخشی که نسبت به آن کنجکاو بودم و شناخت خوبی از آن نداشتم. در عرض چند ماه اوضاع شرکت تغییر کرد و رئیسم (معاون بخش مالکیت معنوی و صدور مجوز) مجبور به ترک موقعیت خود شد. من پیشنهاد جایگزینی او را دریافت کردم و اگرچه موقعیت بسیار چالش‌برانگیزی بود، تصمیم گرفتم پیش از آن‌که آن دوره‌ی دو ساله‌ی "برنامه چرخش" پایان بپذیرد، آن موقعیت را برعهده بگیرم. حدوداً سه سال دپارتمان مالکیت معنوی را مدیریت کردم و در این بین چیزهای زیادی درباره‌ی این صنعت و کمبودهای موجود در آن آموختم. در ژانویه ۲۰۱۰، شروع به بازی با ایده‌ی راه‌اندازی یک شرکت برای حل مسائل مربوط به مالکیت معنوی و ثبت اختراعات و شفاف‌تر و کاراتر کردن این سیستم کردم. در نهایت، در جون ۲۰۱۰، به این نتیجه رسیدم که ادامه‌ی کار بر روی این ایده نیاز به تعهد تمام وقت من دارد. International Rectifier را ترک کردم و به‌صورت رسمی در جون ۲۰۱۰ پتکسیا را راه‌اندازی کردم. در ارائه‌ای که در یکی از برنامه‌های تِد داشتم از دوران کودکیم و سوابق تحصیلی قبلیم در ایران و کانادا بیشتر توضیح دادم که می‌توانید این ویدئو را از اینـجــا مشاهده کنید.
 


پدرام ثامنی، بنیان‌گذار استارتاپ پتکسیا

روزآفرین: از تجارب کارآفرینانه خود در پتکسیا بگوئید؛ از تجارب گران‌بهایی که از همان روزهای آغازین تا امروز کسب کردید.

من کارآفرینی را مثل سفری می‌بینم که شما را به آدم دیگری متحول می‌کند! این تحول تدریجی است و زمان می‌برد ولی در طول این فرآیند شما تجارب قابل ملاحظه‌ای در زمینه‌های مختلف یک کسب و کار به‌دست می‌آورید؛ از خلق یک ایده و مفهوم گرفته تا اجرا و مدیریت آن. کارآفرینی البته یک تحول آسان نیست و نیازمند فداکاری و تعهد است. تحولی که نه تنها شما و کسب و کارتان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، بلکه بر زندگی و نوع نگاه شما به جهان نیز تاثیر می‌گذارد. با علم به ماموریت و مقصد خود وارد این سفر می‌شوید، و ممکن است راه و مسیر را از پیش ندانید. در این سفر آدم‌های زیادی را ملاقات می‌کنید که بر مسیر شما تاثیر مثبت می‌گذارند و در مواقع لازم شما را در چرخش به سمت مسیرهای درست برای رسیدن به مقصد نهایی هدایت می‌کنند. اگر کاملاٌ به هدف خود متعهد باشید (که البته باید هم این‌گونه باشد!)، با چالش‌های بسیاری مواجه می‌شوید که نمی‌دانید چگونه باید بر آن‌ها غلبه کنید؛ اما وقتی ماموریت خود را همیشه در ذهن داشته باشید، بالاخره راهی برای حل مشکلات و غلبه بر آن‌ها پیدا خواهیدکرد. از آن‌جا که ما سوابق و پیش‌زمینه‌های کاری و تحصیلی متفاوتی داریم و احتمالاً هر یک در شرایطی متفاوت این مسیر را آغاز می‌کنیم، با چالش‌های مختلف و متفاوتی روبه‌رو می‌شویم. بعضی از ما سابقه‌ی فنی داریم، برخی پیش‌زمینه‌ی کسب و کار و عده‌ی زیادی هم سوابق مختلف دیگری دارند. برخی با یک شریک کسب و کار خود را راه‌اندازی می‌کنند؛ برخی از همان ابتدا به سرمایه دست‌رسی دارند.

یک نکته‌ی مشترک بین همه‌ی کارآفرینان اما، "تعهد" به ماموریتی است که در پیش گرفته‌اند. به‌عنوان مثال، من با پیش‌زمینه‌ی فنی (نه البته برنامه‌نویسی تحت‌وب، هرچند که یادگرفتن آن برای آدمی با سابقه‌ی من راحت‌تر از یادگیری آن توسط فردی با پیش‌زمینه‌ی حقوقی یا بازاریابی بود) وارد کار شدم؛ در عوض هیچ تجربه‌ای در بازاریابی و فروش نداشتم. اما وقتی زمانش فرا رسید و نتوانستم فرد مناسبی برای این کار پیدا کنم، فهمیدم که تنها راه رسیدن به مقصد (و انجام ماموریت!) این است که خودم این مهارت‌ها را یادبگیرم و اجرا کنم. یک جاهایی اوضاع این‌قدر بحرانی بود که مجبور بودم خودم به تنهایی بیش از صد تماس فروش در یک روز برقرار کنم. شما به عنوان یک کارآفرین فردی خواهید بود که مجبور است در آن واحد چندین نقش را بر عهده بگیرد. با شروع کارآفرینی ریسک بزرگی را متقبل می‌شوید، ولی از همان روز اول با تمام توان و سرعت برای کاهش آن ریسک تلاش خواهید کرد تا ابهامات و اوضاع نامعلوم کسب و کارتان را به حداقل برسانید. این بدان معنی‌ست که شما باید یک تحلیل‌گر باشید و درست در زمانی که نقش‌های مختلفی را برعهده گرفته‌اید و کارهای متفاوتی انجام می‌دهید، یک راهی هم برای اندازه‌گیری موفقیت خود پیدا کنید و به‌طور مستمر برای بهبود آن بکوشید.

روزآفرین: لطفاً برخی از اشتباهاتی که در دوران کارآفرینی مرتکب شدید و درسی که از آن‌ها گرفتید را تعریف کنید.

اگرچه ممکن است کلیشه‌ای به نظر بیاید، ولی داشتن "تمرکز" برای هر استارتاپی بسیار مهم است. یک کارآفرین، بنا به تعریف، فردی‌ست که پروژه‌ای را که تا به حال انجام نشده آغاز می‌کند و در این راه با ابهامات بسیاری مواجه است: "آیا بازار این ایده‌ی جدید را می‌پذیرد؟ آیا مشتریان از آن استفاده خواهند کرد؟ آیا محصول جدید کار خواهد کرد؟"

پس این خیلی مهم است که متمرکز بمانید و تنها بر روی مشکل اصلی که تاکنون حل‌نشده تمرکز کنید. احتمالاً موارد بسیار دیگری هم هست که از آن‌ها سر در نمی‌آورید؛ اگر تشخیص دادید این موارد برای رسیدن به موفقیت لازم‌اند یا باید آن‌ها را یادبگیرید، یا باید از دیگران درخواست کمک کنید (اگر مقدور بود بهتر است که درخواست کمک کنید! چرا که نباید به قول معروف چرخ را دوباره اختراع کرد و اساساً وقتی هم برای انجام آن ندارید). در غیر این‌صورت باید آن موضوع را از دستور کار خود خارج کنید و تنها بر روی مهم‌ترین ابعاد کسب و کار که به هیچ وجه امکان حذف آن‌ها وجود ندارد تمرکز کنید. شما می‌توانید بعداً، زمانی که به تمام مسائل مهم و حیاتی ترتیب اثر دادید، امور ناتمام را بازبینی کنید.

در آغاز، ما سعی کردیم خودمان را به اندازه‌ی همه مسائل کش بدهیم و تمرکز خود را به‌صورت موازی و هم‌زمان بر روی چندین موضوع قرار دهیم. این کار اشتباه بود و به ما اجازه نداد تا بر روی کاری که همه‌ی توجه و حواس ما را می‌طلبید تمرکز کنیم. اگر قصد راه‌اندازی استارتاپی را دارید و تجربه‌ی قبلی هم ندارید، کتاب خوبی با عنوان "استارتاپ ناب" نوشته‌ی اریک ریس وجود دارد که بسیار مفید و کاربردی است.

 


اعضای استارتاپ پتکسیا در نزدیکی دفتر شرکت در سانتا مانیکای ایالات متحده

روزآفرین: شاخص‌های سنجش موفقیت در پتکسیا چیست؟

گمان می‌کنم شاخص‌های موفقیت از یک نگاه بیرونی برای تمامی استارتاپ‌ها و کسب و کارها همیشه یکسان است: شاخص موفقیت تنها "درآمد و سود" است، صرف‌نظر از این‌که چگونه حاصل شده‌اند. اگر در فضای کسب و کار بمانید و بازار، مدل جدید کسب و کار یا محصول جدید شما را تائید کند و برای آن حاضر به پرداخت پول باشد، شما موفق شده‌اید. این نکته‌ی مهمی است که شما بر روی "تائید بازار" به عنوان بهترین شاخص برای موفقیت تمرکز کنید. با این حال، در کوتاه‌مدت و به‌صورت داخلی، شما همیشه می‌توانید اهداف واسطه‌ای را برای پروژه‌های مختلف و به منظور اندازه‌گیری میزان پیشرفت خود تعریف کنید. این شاخص‌ها از این کمپانی به آن کمپانی و در هر پروژه متفاوت است.

در این چهار، پنج سال سفر کارآفرینانه‌ی من، نقطه‌نظرات متفاوتی را از آدم‌های مختلف دیده‌ام. آدم‌هایی که سعی کردند موفقیت کسب و کار ما را ارزیابی کنند. به‌عنوان مثال، یک زمانی قصد داشتیم جذب سرمایه کنیم. در این راستا با چند سرمایه‌گذار ملاقات داشتم که در نهایت به‌دلایل مختلف پرچم قرمزشان را بالا گرفتند! دلایلی از قبیل محل استقرار استارتاپ ما که در لوس‌انجلس بود (و نه در سیلیکن‌ولی!) و یا این‌که من به‌تنهاییاین استارتاپ را ایجاد کرده‌بودم و شریکی در راه‌اندازی آن نداشتم یا مثلاً در جایی دیگر چون بخشی از گروه فنی و مهندسی ما خارج از آمریکا و در اوکراین مستقر بود.

در تمام این مدت، ما تمام تلاش خود را کردیم تا بر روی مساله اصلی تمرکز کنیم و به صداهای حاشیه‌ای اطراف توجهی نکنیم. این را مدیون رئیس هیئت مدیره‌ی خود آقای اردشیر ضیابخش هستم؛ کسی که در طول این مسیر مربی و راهنمای من بوده‌است.

روزآفرین: چه چیزی برای شما الهام‌بخش است؟ چگونه خلاقیت خود را بهبود می‌دهید؟

من دوست دارم کارایی هر چیزی که دور و برم هست را افزایش بدهم. حدس می‌زنم اساساً این دلیلی بود که مهندسی را به عنوان رشته‌ی اصلی خود انتخاب کردم. هربار که حس می‌کنم در فرآیندی یک ناکارآمدی وجود دارد، برای بهبود آن الهام می‌گیرم. به همین دلیل جذب حوزه‌ی مالکیت معنوی شدم؛ چون متوجه ناکارآمدی‌های این فرآیند شدم.

از نگاه من خلاقیت، بیش از اینکه فرآیندی انقلابی باشد یک فرآیند تکاملی‌ست. من معتقدم هیچ بهبود بزرگی یک شبه اتفاق نمی‌افتد و نیازمند زمان است. پس ضمن اینکه باید نسبت به آینده بلندپروازانه فکر کنیم و چشم‌اندازی وسیع داشته‌باشیم، از واقعیت اما نباید دور شویم؛ باید برای بلند مدت برنامه‌ریزی کرد.

عامل دیگری که در بهبود خلاقیتم دخیل است، حضور افراد فوق‌العاده خلاقی‌ست که در اطراف من وجود دارند. کسانی که به من کمک می‌کنند تا استانداردهایم را افزایش بدهم. حتی اگر نتوانم این استانداردهای بالا را یک شبه به دست بیاورم، به مرور زمان حتماً به آن‌ها می‌رسم.

روزآفرین: اگر قرار بود استارتاپ خود را دوباره از اول راه‌اندازی کنید، چه کارهایی را متفاوت از قبل انجام می‌دادید؟ قبل از آغاز این سفر کارآفرینانه، چه مهارتی را در خود بهبود می‌دادید؟

فکر نمی‌کنم تنها یک مهارت باشد که با اطمینان بگویم برای موفق شدن فقط به این یکی یا آن یکی نیاز داشتم. اگر دهه‌ی بیست سالگی خودم را صرف یادگیری چیز دیگری کرده بودم، نیاز به مهارت‌های دیگری داشتم که احتمالاً الان به آن‌ها بی‌توجه بودم! با این حال، یک ویژگی مهم برای هر کارآفرین وجود دارد؛ کنجکاوی! و این خصلت می‌تواند کمبود مهارت در هر زمینه‌ای را بیان کند. صرف‌نظر از این‌که چه‌قدر می‌دانید، چیزهای دیگری هست که از آن‌ها اطلاع ندارید. اگر کنجکاو باشید، هر روز می‌روید و می‌گردید و پیدایشان می‌کنید. به‌قول استیو جابز: "همیشه مشتاق باشید و مجنون!"

اگر باید دوباره شروع می‌کردم، نگرش خودم را در آغاز تغییر می‌دادم. صحبت‌های زیادی، به خصوص در سیلیکن‌ولی، مطرح می‌شود که درآمد خیلی مهم نیست و بالاخره یک روز از راه می‌رسد! اگرچه این برای برخی کمپانی‌ها، از قبیل فیسبوک و توئیتر، صدق می‌کند ولی من معتقدم کسب و کار در نهایت کسب و کار است و با درآمد اندازه‌گیری می‌شود. شما باید خیلی واضح و مشخص بدانید که چگونه قرار است به پول برسید. لذا اگر دوباره شروع کنم، فعالیت فروش شرکت را سریع‌تر و زودتر آغاز می‌کنم.

روزآفرین: از چه روش‌هایی برای شناساندن و تبلیغ استارتاپ خود استفاده کردید؟ بهترین روش کدام بود؟

کسب و کار ما شبیه یک بازار روز است. ما کسب و کارهای مختلف را به کارشناسان و متخصصین مورد نیاز وصل می‌کنیم؛ چیزی شبیه واسطه‌! بنابراین از دو جهت هم به بازاریابی و هم به فروش نیاز داریم: بازاریابی برای متخصصینی که دنبال کسب درآمدند و فروش تحصص آن‌ها به کسب و کارهایی که به آن نیازمندند! در روزهای اول، ما بر روی ایجاد یک اجتماع، در واقع شبکه‌ا‌ی از متخصصین، تمرکز کردیم. اما بعد تمرکزمان را بیشتر بر روی تولید درآمد قراردادیم. دقیقاً همان مساله معروف مرغ و تخم‌مرغ است و شما به هر دو نیاز دارید! برای ایجاد اجتماع مورد نظر، از شبکه‌ی اجتماعی لینکدین و بازاریابی ایمیلی خیلی استفاده کردیم و واقعاً خیلی به‌دردبخور بود. از سوی دیگر، برای پیدا کردن کسب و کارهایی که به متخصص نیاز داشتند، حجم زیادی از بازاریابی به روش تماس‌های تلفنی و ایمیلی سرد انجام دادیم.
(تلفن یا ایمیل سرد به آن دسته از تماس‌های تلفنی و ایمیل‌هایی گفته‌می‌شود که مخاطبان هدف یا همان مشتریان بالقوه بدون هماهنگی و اطلاع قبلی دریافت می‌کنند.)

 


نمایی از صفحه "ارتباط" پتکسیا، مخصوص اتصال کارشناسان به کسب و کارهای مختلف
 

روزآفرین: ضمن تشکر از شرکت شما در این مصاحبه، در پایان، به‌عنوان یک کارآفرین توصیه‌ی شما به علاقمندان راه‌اندازی استارتاپ‌ها و کارآفرینان تازه‌کار که این مصاحبه را می‌خوانند چیست؟

همه‌ی ما تنها یک‌بار زندگی در این دنیا را تجربه می‌کنیم. به کارآفرینی به‌عنوان سفری که هم شما و هم زندگیتان را تغییر می‌دهد نگاه کنید. مثل بقیه موارد، هیچ چیزی در زندگی رایگان به‌دست نمی‌آید. اگر پای به این سفر بگذارید، به‌طور حتم چیز دیگری را از دست خواهید داد و دیگر آن تعادل سابق را در زندگی نخواهید داشت. قیمتی که می‌پردازید، وقت گران‌بهای شماست. پس حواستان به آن باشد و تنها در صورتی که درباره‌ی آن جدی هستید این سفر را آغاز کنید. بدترین چیز این است که این کار را هم‌زمان با چند کار دیگر انجام دهید!

 

 

روزآفرین را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
 

به این مطلب امتیاز بدهید: 
No votes yet

دیدگاه‌ها

با تشکر از این مصاحبه مفید و تبریک به آقای دکتر پدرام ثامنی و آرزوی موفقیت روزافزون برای ایشان.

دیدگاه جدیدی بگذارید

Ordiban Creative