یکشنبه, ۰۱ مرداد, ۱۳۹۶ - July 23, 2017

پیغام خطا

Notice: Undefined property: view::$exposed_input در views_plugin_display_attachment->attach_to()‎ (خط ۲۳۰ در ‎/home/sporteps/public_html/roozafarin.com/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_display_attachment.inc).

۹ کارآفرین از اعتبارسنجی ایده‌های کسب و کار خود می‌گویند

نسخه PDFنسخه PDF
 9 کارآفرین از اعتبارسنجی ایده‌های کسب و کار خود می‌گویند

"چرا این همه کارآفرین کسب و کارهایی می‌سازند که هیچ‌کس خروجی آن‌ها را نمی‌خواهد؟" چون آنها کارآفرینی را با تلاش برای یافتن ایده‌های استارتاپی شروع می‌کنند. نتیجه‌ی این تلاش‌ها تنها تولید چند ایده‌ی استارتاپی خوب نیست، بلکه در این بین ایده‌های بدی هم شکل می‌گیرند که به اندازه‌ای خوب به نظر می‌آیند که شما را فریب دهند تا کارآفرینی خود را بر اساس آن‌ها پیگیری کنید. ایده‌های خوب باید اعتبارسنجی شوند و اگر ویژگی‌های مورد نظر مشتریان را داشتند، قابل پیگیری می‌شوند. نکات زیر چند دیدگاه و توصیه‌ی جالب از ۹ کارآفرین درباره‌ی اعتباربخشی به ایده‌ی کسب و کار است:

۱. راب والینگ، کارآفرین و بنیان‌گذار Numa Group و خالق Drip (یک ابزار بازاریابی ایمیلی)

"من می‌خواستم ۱۰ نفر را پیدا کنم که بعد از تکمیل محصول نهایی، حاضر به پرداخت بهایی مشخص باشند. برای همین، مجبور شدم درباره‌ی مشخصات فکر نکنم، بلکه ایده را آنقدر بالا پایین کنم تا به ارزش اصلی‌اش برسم: یک دلیل مشخص برای اینکه کسی حاضر باشد بابت محصول من پول بپردازد! با این فکر به ۱۷ نفر که می‌شناختم یا حداقل شنیده‌ بودم که با چنین مشکلی دست و پنجه نرم کرده‌اند ایمیل زدم. با این کار نه تنها مشتری‌های اولیه‌ام را پیدا کردم که می‌توانستند بازخورد و جزئیاتی از چگونگی بهتر کردن Drip را برای من فراهم کنند، بلکه همین کار، سرمایه‌ی نخستین برای توسعه‌ی محصولم را کسب کردم."

۲. مایک متوسِک، مدیرعامل و بنیان‌گذار Flashnotes.com (ارائه‌دهنده‌ی فضایی برای فروش راهنماهای مطالعه و یادداشت‌های درسی)

ایده‌ی Flashnotes.com در سال اول تحصیلم در دانشگاه ایالتی کِنت جرقه خورد. شروع کردم به تولید راهنمای مطالعه با جزئیات برای امتحان‌هایمان. راهنمای امتحان پایان‌ ترم را ۱۰ دلار فروختم. این راهنماها هم خریدار داشتند، هم بیشتر همکلاسی‌هایم در محوطه‌ی دانشگاه برای خرید این راهنماها مرا زندانی کرده بودند. و به راحتی بیش از هزار دلار درآمدم شد. بعد از همین علاقه‌ی ابتدایی فهمیدم آینده‌ای در پیش دارم؛ و دوستانم را وادار کردم ایده‌ی فروش مواد درسی را در کلاس‌های خودشان امتحان کنند."

۳. الکس برولا، کارآفرین و بنیان‌گذار checkmaid.com (شرکت خدمات تمیزکاری آنلاین)

"ما درواقع زمانی ایده‌مان جدی گرفتیم که هیچ خدمتکاری برای تمیز کردن خانه‌ها استخدام نکرده بودیم.  یک وب‌سایت و فرم رزرو راه انداختیم، یک شماره‌تماس به این کار اختصاص دادیم و چند تبلیغ [پرداخت با هر کلیک] از طریق گوگل و بینگ پخش کردیم، بعد تخمین زدیم نرخ تبدیل چقدر می‌شد اگر واقعاً خدمتکار داشته باشیم."

۴. دنی ملونی، کارآفرین و بنیان‌گذار Tailwind (ارائه‌دهنده ابزار تحلیل Pinterest)

"ما به محصول اولمان را (که شکست‌ خورد!) از این طریق نظرخواهی از دوستان و خانواده‌ اعتبارسنجی کردیم. همگی می‌گفتند کارمان چقدر عالی است. احساس خیلی خوبی بود، اما آنها (از محصول) استفاده نکردند. وقتی Tailwind را شروع کردیم برای اعتبارسنجی آن روشی متفاوت پیش گرفتیم، از غریبه‌هایی که هیچ احساسی به ما نداشتند خواستیم ثبت‌نام کنند و پول دهند، قبل از اینکه محصول حتی ساخته شود. یک صفحه‌ی ثبت نام درست کردیم، مقداری ترافیک AdWords خریدیم و مردم واقعاً شروع کردند به پیشنهاد پرداخت! ما چیزی از آنها نگرفتیم، اما فهمیدیم آینده‌ای باارزش پیش‌روی‌مان است."

۵. ریک مارتینز، کارآفرین و بنیان‌گذار Senior Sangria (تولید‌کننده‌ی بطری‌های آماده‌ی نوشیدنی سانگریا)

"برای اعتبار بخشیدن، من مقداری از سانگریای خانگی درست کردم و پیش چند فروشنده بردم و از آن‌ها پرسیدم آیا سانگریایی با این طمع و در بطری را می‌فروشند یا نه. همه‌ی آنها گفتند اگر من بتوانم محصولم را درون بطری بسته‌بندی کنم آن را می‌خرند. آنها واقعاً از سانگریای من لذت بردند اما فکر نمی‌کردند بتوانم فروش را به حد بالای تجاری‌سازی برسانم.

مرحله‌ی دوم اعتباربخشیدن، سروکله‌زدن با اعداد بود. یک صفحه‌گسترده (اسپردشیت) نسبتاً پیچیده درست کردم و تا به امروز از آن استفاده می‌کنم. این اسپردشیت به من کمک کرد چقدر پول برای متعهد شدن به این کسب و کار نیاز خواهم داشت و چه مقدار محصول باید بفروشم. برای همین مجبور شدم یک دنیا سؤال از مردم درباره‌ی صنعت نوشیدنی بپرسم. خیلی زود، هم به ایده‌ام اعتبار بخشیده بودم و هم تولید یک محصول واقعی را شروع کردم. 

۶. راب اینفانتینو، کارآفرین و مدیرعامل OpenBay (ارائه‌دهنده خدمات تعمیر اتومبیل محلی)

"من مقدار زیادی از اعتبارسنجی ایده کسب و کارم را مدیون استیو بلنک هستم که طرفدار ترک کردن دفتر کار و حضور در بین مشتریان است. بعد از اینکه ایده‌ی این بازار آنلاین را طراحی کردم از ساختمان خارج شدم و و با کاربران بالقوه‌ی سرویس صحبت کردم.  لازم بود که کاربران واقعی به ایده‌ام اعتبار یبخشند. از آنجا که من قصد ساخت یک بازار دو وجهی داشتم، باید با صاحبان اتومبیل و نیز ارائه‌‌دهندگان خدمات اتومبیل صحبت می‌کردم. هر دو گروه بازخوردی ارزشمند از چالش‌ها، نیازها و آنچه می‌خواهند ببینند ارائه دادند. یک پروتوتایپ کاری درست کردم و آن را با به‌روز‌شدگی در طول مسیر با همان گروه‌ها در میان گذاشتم. ماه‌ها کار برد. این دو گام، اعتبار لازم برای ورود به مرحله‌ی بعد را برایم تامین کرد."

۷. اندرو گزدکی، مدیرعامل Bizness Apps (فراهم‌کننده‌ی اپلیکیشن‌های موبایل DIY برای کسب و کارها)

"ما با رفتن سراغ مشتری‌ها به محض اینکه محصول نخستین راه افتاد به ایده اعتبار دادیم. باور داشتیم اگر بتوانیم آن را به کسب و کارهای محلی بفروشیم، می‌توانیم آن را به هر کسب و کار کوچکی بفروشیم. پیداکردن چند مشتری اول و وادارکردن‌شان به پرداخت برای محصول بسیار اعتباربخش بود و به ما را به این فکر انداخت که هدفی بزرگ در پیش داریم."

۸. ادوارد دِسال، مدیرعامل و مدیرعمومی Net Irrigate (تولیدکننده‌ی سیستم‌های وایرلسی نظارتی آبیاری)

 "ایده‌ی اولیه‌ی محصول Net Irrigate با فروش محصول پیش از ساخته شدن اعتبار گرفت. من از مشتریان احتمالی پرسیدم "آیا شما برای چیزی مثل این پول خواهید داد؟ چقدر حاضرید بپردازید؟" معلوم شد در جامعه‌ی کشاورزان تعداد کسانی که حاضر به امتحان کردن فناوری جدید بودند، زیاد بود. متوجه شدم درک دیدگاه و ارزش‌هایی که آنها از محصول توقع دارند، برایم حیاتی است، نه دیدگاه و ارزش‌های خودم. در اصل مهم نبود من فکر می‌کردم چه ارزشی خوب است."

۹. کتی کریفاسی، کارآفرین و بنیان‌گذار Hipzbag (سازنده‌ی ملزومات کاربردی که روی کمر پوشیده می‌شوند)

"محصول من تا مدت‌ها اعتبار زیادی کسب نکرد. وقتی به دوستانم نشانش دادم، می‌گفتند به دردشان نمی‌خورد. مادرم (البته!) عاشقش شد! پس فقط من و مادرم بودیم که برای شش ماه اول از کیف‌های هیپبگز استفاده می‌کردیم. بعد از معرفی خودم و Hipzbag به دنیا (هرکسی که ما را می‌پذیرفت) خیلی اتفاقی با نمایندگان  QVC و مسئول خرید این کمپانی آشنا شدم. Hipzbag فوراً ازطرف فروشنده‌ی QVC پذیرفته شد. همه‌ی کیف‌ها روز اول فروش رفتند! این اعتباردهی فوری بود و از آن زمان محصول ما پرفروش و محبوب مشتریان بوده است."

منبع | ترجمه: روزآفرین

به این مطلب امتیاز بدهید: 
امتیاز شما: هیچکدام (۵ votes)

دیدگاه‌ها

دیدگاه جدیدی بگذارید

Ordiban Creative