چهار شنبه, ۲۹ شهریور, ۱۳۹۶ - September 20, 2017

پیغام خطا

Notice: Undefined property: view::$exposed_input در views_plugin_display_attachment->attach_to()‎ (خط ۲۳۰ در ‎/home/sporteps/public_html/roozafarin.com/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_display_attachment.inc).

۹ کاری که افراد موفق متفاوت انجام می‌دهند

نسخه PDFنسخه PDF
9 کاری که افراد موفق متفاوت انجام می‌دهند

چرا ما در دستیابی به برخی از اهداف خود موفق عمل کرده‌ایم و به برخی از اهداف نرسیدیم؟ اگر شما نیز درباره علل این موضوع مطمئن نیستید بدانید که در این سردرگمی تنها نیستید. حتی بسیاری از افرادی که کارنامه‌ای درخشان و موفق دارند هم در یافتن دلایل موفقیت یا شکست خود آن‌چنان که انتظار می‌رود توانمند نیستند. پاسخ احساسی، اینکه ما با یک‌سری از استعدادهای ذاتی و بدون برخی دیگر متولد می‌شویم تنها تکه‌ای بسیار کوچک از پازل موفقیت یا شکست است. واقعیت این است که دهه‌ها تحقیق روی موضوع "موفقیت" نشان می‌دهد که افراد موفق نه به خاطر ویژگی‌های ذاتی، بلکه بیشتر به‌خاطر کارهایی که برای رسیدن به موفقیت انجام می‌دهند به اهداف خود می‌رسند. در این مطلب به ۹ مورد از کارهایی که افراد موفق به شکلی متفاوت انجام می‌دهند اشاره شده‌است:

۱. دقت به جزئیات.

در هنگام هدف‌گذاری سعی کنید تا جای ممکن اهداف جزئی و کاملاً مشخص باشد. "۵ کیلو وزن کم کردم" از "کمی وزن کم کردم" بهتر است چون با این جزئیات تصویری روشن از میزان و شکل موفقیت خود دردست خواهیدداشت. دانستن اینکه دقیقاً در چه مدت می‌خواهید چه چیزی به‌دست بیاورید انگیزه‌ی شما را تا زمانی که به آن هدف برسید حفظ می‌کند. همچنین، به فعالیت‌های جزئی و مشخصی که برای رسیدن به هدف باید انجام دهید نیز فکر بکنید و آن‌ها بنویسید؛ مثلاً صرف اینکه به صورت شفاهی به خودتان قول بدهید "از امروز کمتر می‌خورم" یا "وقت بیشتری را به استراحت اختصاص می‌دهم" بیش از حد مبهم و کلی است. روشن و دقیق باشید: "در طول هفته هر شب سر ساعت ۱۰ در رختخواب خواهم بود". جایی برای تردید یا ابهام درباره اینکه چه‌کاری باید انجام بدهید و یا اینکه آیا قبلاً انجام داده‌اید و آن بخش از برنامه به اتمام رسیده یا نه باقی نگذارید.

۲. استفاده از فرصت‌های لحظه‌ای.

باتوجه به اینکه ما اکثراً مشغولیات متعددی داریم و در آن واحد تعداد اهدافی که در سر می‌پرورانیم زیاد است، تعجبی ندارد که مدام فرصت‌هایی که می‌توان در آنها ابتکار عمل برای رسیدن به اهداف خود را به‌دست گرفت از دست می‌دهیم، چون به سادگی از دیدن آن فرصت‌ها باز می‌مانیم. به عنوان نمونه، آیا واقعاً امروز هیچ زمانی برای ورزش‌کردن نداشتید؟ در کل روز، هیچ فرصتی برای پاسخ دادن به آن ایمیل یا تماس تلفنی که جزء برنامه‌های امروزتان بود را پیدا نکردید؟ دستیابی به اهداف کلی و بزرگ‌تر، در گروی انجام یک به یک جزئیات آن اهداف است و راه انجام‌دادن جزئیاتی که شاید به خودیِ خود خیلی کوچک به‌نظر برسند "دودَستی چسبیدن" به همین فرصت‌های لحظه‌ای در طول روز است، پیش از آنکه از لای انگشتانتان فرار کنند!

[در پایان روز، اگر به کارهایی که در طول روز انجام دادید فکرکنید به احتمال قریب به یقین این موضوع رو باورمی‌کنید که برای ۳۰ دقیقه ورزش، به پایان‌رساندن یک گزارش کوتاه، مرتب‌کردن فایل‌های پروژه، و ... می‌توانستید زمانی اختصاص دهید و احتمالاً آن نیم ساعت، چهل دقیقه‌ای که به این کارهای جزئی اختصاص ندادید، صرف انجام کارهای مهم‌تر هم نکرده‌اید.]

برای بهره‌گیری از لحظات، باید پیشاپیش تصمیم بگیرید که چه کاری و در چه مدت زمان و در چه مکان احتمالی در برنامه دارید. مجدداً لازم به تاکید است که تا جای ممکن این برنامه باید جزئی باشد؛ برای مثال "اگر دوشنبه، چهارشنبه، یا جمعه باشد ۳۰ دقیقه قبل از کار ورزش می‌کنم." [یا مثلاً امروز نیم ساعت قبل از خروج از دفتر کار، گزارش مربوط به فلان پروژه را پیگیری می‌کنم.]

مطالعات نشان داده‌اند که این نوع برنامه‌ریزی به مغز شما کمک خواهد کرد تا فرصت و اندازه‌ی آن را لحظاتی که پیش می‌آید را تشخیص بدهد، و شما را به انجام کارهایی که در برنامه‌تان مشخص کرده‌اید ترغیب کند. این کار شانس موفقیت شما را تقریباً تا ۳۰۰% افزایش می‌دهد.

۳. توجه دائمی به میزان کار باقیمانده تا لحظه دستیابی به هدف.

دستیابی به هر هدفی مستلزم نظارت صادقانه و مستمر میزان پیشرفت است. اگر انفرادی کار می‌کنید و یا در گروه‌تان کسی این‌کار را انجام نمی‌دهد، خودتان دست به‌کار شوید. اگر ندانید چقدر خوب و یا چقدر ضعیف عمل کرده‌اید، نمی‌توانید فعالیت‌ها و استراتژی‌ها را مطابق آن هماهنگ کنید. مکرراً میزان پیشرفت خود را کنترل کنید؛ هفتگی و یا حتی روزانه، بسته به هدفی که به سمت آن حرکت می‌کنید.

۴. خوش‌بین بودن در عین واقع‌بینی.

وقتی هدف یا اهدافی را تعیین می‌کنید، به هر شکل ممکن و مدام به موضوعات مثبت مرتبط با دست‌یابی به اهداف خود فکرکنید. از تفکرات مثبت و فکرکردن به نتایجی که با دست‌یابی به هدف خود به‌دست می‌آورید لذت ببرید. باورداشتن به توانایی خود (هم توانایی فردی و هم گروهی) و فکرکردن به این توانایی‌ها به خلق، حفظ و افزایش انگیزه کمک زیادی می‌کند. اما در این تفکرات، دشواری دستیابی به هدف را نیز دست کم نگیرید. اغلب اهدافی که رسیدن به آن‌ها ارزش تحمل سختی و زحمت را دارد مستلزم صرف وقت، انرژی، برنامه‌ریزی، تلاش و استمرار و پافشاری هستند. مطالعات نشان می‌دهند که تفکری که به شما می‌گوید فلان اهداف به‌راحتی و بدون تلاش به‌دست می‌آیند، شما را پیشاپیش برای سفر پیش ِرو ناآماده باقی می‌گذارد و به‌طرز چشم‌گیری احتمال شکست را افزایش می‌دهد.

۵. تمرکز روی "بهترشدن" به‌جای تلاش برای "خوب‌بودن"

باور به «توانایی رسیدن به اهداف» بسیار مهم است، اما باور اینکه شما می‌توانید آن توانایی را داشته‌باشید هم همان‌قدر مهم است. بسیاری از ما به اشتباه باور داریم که هوش، ویژگی‌های شخصیتی و ظرفیت‌های فیزیکی ما کمّیت‌هایی ثابت‌اند، و صرف‌نظر از هر تلاش، بهتر از این نخواهندشد! درنتیجه، به جای آنکه مهارت‌های جدید ایجاد کنیم و یا مهارت‌های فعلی را ارتقا دهیم، روی اهدافی تمرکز می‌کنیم که فقط توانایی‌های فعلی‌مان را اثبات می‌کند.

خوشبختانه دهه‌ها تحقیق نشان داده‌است که باور به ثابت و تغییرناپذیربودن توانایی‌های آدمی کاملاً اشتباه است. توانایی‌های انسان عمیقاً نرم و انعطاف‌پذیرند و با آموزش، تلاش و تمرین پیشرفت می‌کنند. پذیرش این واقعیت که می‌توانید تغییرکنید به شما اجازه خواهدداد انتخاب‌های بهتری داشته باشید و به حداکثر پتانسیل خود برسید. افرادی که هدف آن‌ها بهترشدن، و نه فقط خوب بودن، است، چالش‌ها و دشواری‌ها را با گام‌های مصمم می‌پذیرند و به‌همان اندازه‌ای که به رسیدن مقصد نهایی اهمیت می‌دهند، قدر سفر و مسیر رسیدن به هدف را نیز می‌دانند.

۶. ثبات و استحکام شخصیت.

ثبات شخصیت و حفظ کیفیت ویژگی‌های شخصیتیِ مثبت، افراد موفق را برای متعهدشدن و متعهدماندن به اهداف بلندمدت آماده می‌کند تا بتوانند در برابر مشکلات و سختی‌ها تحمل و پافشاری بیشتری داشته‌باشند. اگر احیاناً فکرمی‌کنید در تداوم کیفیت ویژگی‌های مثبت شخصیتی خود توانایی موردنظر را ندارید، خبر خوب این است که این مشکل قابل حل است. معمولاً افرادی که استحکام شخصیت زیادی ندارند تصور می‌کنند کلاً توانایی‌های ذاتی آدم‌های موفق را در خود ندارند. اگر شما نیز این‌گونه فکر می‌کنید، در اشتباهید.

تلاش، برنامه‌ریزی، پافشاری و استمرار و استراتژی صحیح، ابزار لازم برای رسیدن به موفقیت است. باور قلبی به این‌که مهم‌ترین عوامل موثر در موفقیت موارد فوق است نه داشتن ژن خارق‌العاده، نه تنها به شما کمک خواهد کرد که خود و اهدافتان را دقیق‌تر ببینید، بلکه برای به ثبات و استحکام شخصیت شما هم کمک فراوانی خواهدکرد.

۷. اراده قوّی.

"خودکنترلی" (Self-control) مثل یک "عضله‌" در بدن شما است و مانند هر عضله‌ی دیگر، با تمرین تقویت و اگر به حال خود رها شود به مرور ضعیف می‌شود. پس لازم است تا با تمرین و استمرار این مهارت را در خود افزایش دهید. مهارتی که در راه رسیدن به اهداف به شما کمک زیادی خواهدکرد.

برای تقویت قدرت اراده، چالش‌هایی را بپذیرید که شما را به انجام کارهایی وادار کند که صادقانه هیچ‌وقت دوست ندارید انجام بدهید! مثلاً مصرف خوراکی‌های پرچربی را ترک کنید، روزی ۱۰۰ حرکت دراز و نشست انجام دهید و غیره. سعی کنید مهارتی جدید یاد بگیرید. هر زمان که احساس کردید می‌خواهید تسلیم بشوید، به آن حس‌تان توجهی نکنید و به استحکام شخصیت و افزایش اراده فکرکنید.

در مسیر رسیدن به اهداف نیز، کار را با یک فعالیت شروع کنید، و سپس برنامه‌ای برای چگونگی رفع مشکلاتی که احیاناً ممکن است پیش بیاید تهیه کنید؛ مثلاً "اگر هوس خوردن خوراکی پرچربی را داشتم، یک میوه‌ی تازه و سه تکه میوه‌ی خشک می‌خورم"! در ابتدا باقی‌ماندن روی تعهد و تصمیمی که گرفته‌اید دشوار خواهد بود، اما با استمرار به مرور آسان‌تر خواهد شد، و نکته همین‌جاست. با افزایش قدرت اراده، می‌توانید چالش‌های بیشتری بپذیرید و ورزش عضله "خودکنترلی" خود را یک مرحله بالاتر ببرید.

۸. آگاهی به ظرفیت‌ها و توانایی‌های فردی

فارغ از اینکه عضله‌ی اراده‌ی شما چقدر قوی شده، باید این واقعیت را نیز درنظر بگیرید و به آن احترام بگذارید: هرچند انسان توانایی انجام کارهای زیادی را دارد، ولی همین توانایی نیز محدود است و اگر بار سنگینی برعهده‌ی آن بگذارید موقتاً انرژی‌اش خالی می‌شود. تا جایی که امکان دارد تلاش کنید تا دو چالش را هم‌زمان برعهده نگیرید؛ مثل ترک سیگار و رژیم غذایی همزمان.

هم‌چنین، خودتان را در معرض آسیب قرار ندهید. بسیاری از آدم‌ها بدون آنکه از میزان توانایی‌های خود آگاه باشند خود را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که وسوسه آنها را احاطه کرده‌ و ناآگاهانه به خود فشار می‌آورند. آدم‌های موفق می‌دانند که دستیابی به یک هدف را نباید از آنچه است دشوارتر بکنند. به‌همین دلیل حتی‌الامکان در هنگام برنامه‌ریزی و تعیین ضرب‌الاجل اتمام کارها به توانایی‌های فردی یا گروه توجه کنید.

۹. افراد موفق روی کاری که انجام خواهندداد تمرکز می‌کنند، نه اموری که  قرارنیست انجام بدهند!

مثلاً زمانی که می‌خواهید با موفقیت وزن کم کنید، سیگار را ترک کنید، یا اخلاق تند خود را کنترل کنید، به جای تمرکز صرف بر انجام ندادن عادات بد، به چگونگی جایگزین کردن عادات خوب فکرکنید و برای آن برنامه‌ریزی کنید. تحقیقات روی موضوع "سرکوب افکار" نشان داده‌است که تلاش برای دوری جستن از یک فکر، آن را به مراتب بیشتر از قبل در ذهن شما فعال می‌کند. همین قاعده در حوزه‌ی رفتار هم صادق است؛ با تلاش برای درگیرنشدن به عادت‌های بد، آن عادات به جای از بین‌رفتن، قوی‌تر می‌شوند.

اگر می‌خواهید راه و روش خود را تغییر دهید این سوال را از خود بپرسید که به جای روش فعلی، چه‌ روش متفاوتی را در پیش خواهیدگرفت؟ برای مثال اگر تلاش می‌کنید خلق و خوی خود را کنترل کنید و تا کمتر از کوره دربروید، می‌توانید این روش قدیمی و معروف را برای خود تنظیم کنید که "هرگاه احساس کردم در حال عصبانی‌شدن هستم، سه نفس عمیق برای آرام شدن می‌کشم." اگر چه انجام دادن این کار به سهولت حرف‌زدن درباره‌ی آن نیست، ولی وقتی تصمیم بگیرید و تکرار و استمرار را هم همراه تصمیم خود بکنید در نهایت نتیجه مورد نظر را به‌دست خواهیدآورد.

الگوگرفتن از کارهایی که افراد موفق انجام می‌دهند مهم است، ولی مهم‌تر این است که بتوانید اشتباهاتی که شما را از مسیر موفقیت خارج می‌کردند بشناسید و از آن به بعد از آن آگاهی به نفع خود بهره بگیرید. به‌یاد داشته باشید: برای موفق بودن لازم نیست آدم متفاوتی باشید. اینکه چه کسی هستید تعیین‌کننده نیست، اینکه چه کاری می‌کنید تعیین‌کننده است.

منبع: وبلاگ مجله کسب و کار هاروارد | ترجمه: روزآفرین

مرتبط: تعریف موفقیت از زبان ۵ کارآفرین سرشناس دنیا

تگ ها:

به این مطلب امتیاز بدهید: 
No votes yet

دیدگاه‌ها

دیدگاه جدیدی بگذارید

Ordiban Creative