چهار شنبه, ۲۹ شهریور, ۱۳۹۶ - September 20, 2017

پیغام خطا

Notice: Undefined property: view::$exposed_input در views_plugin_display_attachment->attach_to()‎ (خط ۲۳۰ در ‎/home/sporteps/public_html/roozafarin.com/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_display_attachment.inc).

۹۰ درصد استارتاپ‌ها شکست می‌خورند؛ آن ۱۰ درصد چه ویژگی دارند؟

نسخه PDFنسخه PDF
90% استارتاپ‌ها شکست می‌خورند؛ آن 10% چه ویژگی دارند؟

به‌عنوان یک کارآفرین، من شکست را می‌شناسم. بارها مرتکب اشتباهات مختلفی شده‌ام، بعضی از آنها حتی بسیار احمقانه بودند. اما در عین حال، شانس تجربه‌ی موفقیت را هم چند باری داشته‌ام. در مسیر کارآفرینی، این توانایی را به‌دست آورده‌ام که بفهمم برخی استارتاپ‌ها به کدام دلایل کمتر شناخته شده شکست خورده‌اند و مهم‌تر از آن، دلایل موفقیت آن استارتاپ‌های معدود چه مواردی بوده. (نویسنده‌ی این مطلب نیل پاتل، کارآفرین و کارشناس سئو و بازاریابی محتواست.)

چه تعداد استارتاپ شکست می‌خورند؟

از هر ۱۰ استارتاپ ۹ تا شکست می‌خورند [منبع]. این یک واقعیت تلخ در دنیای استارتاپ‌هاست. اما به نفع شماست که به این واقعیت فکر کنید. شاید حتی لازم باشد کارآفرینان داستان شکست استارتاپشان را قبل از شروع کسب و کار جدید بنویسند!

چرا؟ چون هر کارآفرین ِخوش‌بین هم هر از چندی به یک جرعه واقعیت نیاز دارد. هدف از ارائه‌ی این آمار تلخ، دلسردکردن کارآفرینان از ادامه‌ی فرآیند کارآفرینی که در پیش گرفته‌اند نیست. هدفِ مهم، اتفاقاً تشویق کارآفرینان به هوشمندانه‌تر و سخت‌تر کارکردن است.

خصوصیات استارتاپ‌هایی که موفق می‌شوند چیست؟

 استارتاپ‌های موفق خصوصیات مثبت متعددی دارند. نوشتن تمامی آن‌ها در این مطلب امکان‌پذر نیست، ولی در ادامه به مهم‌ترین ویژگی‌های یک استارتاپ موفق اشاره می‌شود:

۱. محصول یا خدمات ارائه‌شده باب میل بازار است.

طبق گزارش نشریه Fortune "دلیل اصلی" شکست استارتاپ‌ها این است که "محصولی می‌سازند که هیچ‌کس آن را نمی‌خواهد!" یک تحقیق دیگر که دلایل شکست استارتاپ‌ها را مطالعه کرده نشان داد که ۴۲% استارتاپ‌ها "بی‌نیازی بازار نسبت به محصول" ارائه شده را بزرگترین علت شکست خود دانستند.

اگر قرار است وقت خود را صرف ساختن محصول یا ارائه‌ی خدماتی بکنید، برای اطمینان از به‌دردبخور بودن آن حتماً بازار را بررسی کنید. ایده‌ی محصول یا خدمات مورد نظر را ارزیابی کنید سپس برای ساختن یک کسب و کار بر آن اساس وقت و انرژی بگذارید.

برای مطالعه بیشتر ارزیابی ایده کسب و کار:
۵ گام برای سنجش سریع اعتبار یک ایده‌ی کسب و کار
۹ کارآفرین از اعتبارسنجی ایده‌های کسب و کار خود می‌گویند

 

۲. کارآفرین موفق «هیچ چیزی» را نادیده نمی‌گیرد.

Dijiwan یک استارتاپ موفق در حوزه بازاریابی دیجیتال بود. تنها ۶ ماه بعد از اینکه نیم میلیون یورو جذب سرمایه کرد شکست خورد و به کار خود پایان داد. کارآفرین و رهبر این کسب و کار بعد از اتمام فعالیت استارتاپ خود نوشت:

"ایده‌ی خوب، محصول عالی و گروه فنی قوی تضمین کننده‌ی دوام یک کسب و کار نیست. فرآیند کسب و کار و مسائل شرکت تنها صرف اینکه بخشی از شغل و مسئولیت تعریف شده‌ی رهبر آن کسب و کار نیستند، نباید از سوی او نادیده گرفته‌شوند. غفلت از این موارد در نهایت می‌تواند آینده شرکت را نابودکند."

عجیب است! آنها محصولی عالی داشتند، گروه فنی‌شان هم قوی بود؛ پس چه چیزی کم داشتند؟

نگاهی دقیق‌تر به استارتاپ Dijiwan دلیل اصلی را مشخص می‌کند؛ آنها ابعاد کلیدی فرآیند کسب و کار و "عوامل کسالت‌آور" را نادیده گرفته‌بودند. مدیرعامل یا کارآفرین اصلی تصور می‌کند "کار من رهبری کسب و کارم است". مدیر ارشد بازاریابی فکر می‌کند "کار من بازاریابی است." توسعه دهنده‌ی ارشد فکر می‌کند "کار من کدنویسی است."

اما یک استارتاپ نمی‌تواند مسئولیت‌هایش را تنها به این شکل تقسیم کند. در یک استارتاپ یک مساله طبیعی وجود دارد: "نقش‌ها و مسئولیت‌ها در استارتاپ‌ با هم تلاقی دارند". مسائل کوچک می‌تواند تبدیل به مسائل بزرگ شود. بعضی از مهم‌ترین اجزاء استارتاپ همان مسائل کوچک مزاحم ِفرآیند کسب و کار، طرح کسب و کار و مقیاس‌پذیری هستند.

کارآفرینان موفق بر روی کسب و کار خود کار کنند، نه درون آن! [باید بر تمامی مسایل اشراف داشته‌باشید، جوری که انگار از بالا در حال نگاه کردن به استارتاپ خود هستید.] آن دسته از قرعیاتی که گیرکردن در آن‌ها باعث دورشدن تمرکز کارآفرین و اعضای فنی گروه از مسایل مهم می‌شود مواردی از قبیل تلفن‌ها، جلسات متعدد و بی‌‌اهمیت، ایمیل‌های پرشمار و بی‌ارزش و امثال آن هستند.

۳. رشد استارتاپ به‌سرعت اتفاق می‌افتد.

چه کسی می‌گوید رشد سریع پایدار نیست؟ مهم‌تر از آن، رشد سریع استارتاپ برای چه کسی مهم است؟

رشد، آن هم رشد سریع، اتفاقی است که همه‌ی کارآفرینان آرزوی آن‌را دارند. سرمایه‌گذاران هم آن‌را دوست دارند و به آن نیاز دارند. بازار نیز گاهی رشد سریع را می‌خواهد. رشد سریع یک کسب و کار نشانه‌ی یک ایده‌ی عالی در بازاری داغ است.

کارآفرینان استارتاپ تعطیل‌شده‌ی Wantful اعتراف کردند که "رشد سریع لازم برای تضمین سرمایه‌ی مخاطره‌پذیر مراحل بعدی جذب سرمایه" را به‌دست نیاوردند. کسب و کار آن‌ها به سرمایه نیاز داشت، اما وقتی شرکتشان نتوانست با آن سرعت لازم رشد کند، صلاحیت دریافت سرمایه‌ی بیشتر را از دست دادند. پایان کارآفرینی آن‌ها از همان لحظه شروع شد!

یک استارتاپ موفق به‌طور معمول بعد از هر مرحله از رشد، با سرعت و شدت بیشتری مجدداً رشد می‌کند. در واقع باید این‌گونه باشد. یک استارتاپ نباید خودش را با رشدی ناچیز در زمانی طولانی فریب بدهد. اگر بعد از مدت مشخصی رشد لازم حاصل نشد، به‌احتمال زیاد هرگز حاصل نخواهدشد. استارتاپی که رشد نمی‌کند در حال کوچک شدن است.

دومین دلیل عمده‌ی شکست استارتاپ‌ها این بود که "منبع مالی آنها تمام می‌شد". چرا؟ چون با سرعت کافی رشد نکرده‌بودند. برخی از بزرگ‌ترین قاتلین استارتاپ‌ها باختن به رقیب (رقبا)، از دست دادن مشتریان و اعضای اصلی گروه و از دست دادن شور و شوق ادامه‌ی کار است؛ اگر استارتاپ شما بتواند با سرعت مناسب رشد کند، می‌توانید با روش‌های موثر این عوامل کشنده را دور بزنید!

رشد سریع در اوایل کار، نشانه‌ی مطمئن برای موفقیت آتی است.

۴. یک گروه موفق می‌داند چگونه خود را بازیابی کند.

هر استارتاپی توسط گروهی از آدم‌ها حمایت می‌شود. هرچه این گروه متنوع‌تر باشد شانس بیشتری برای موفقیت آن استارتاپ وجود دارد.

"تنوع" معمولاً در قالبی محدود تعریف می‌شود: داشتن بیش از یک مهارت یا استعداد. تنوع در محیط یک استارتاپ چیزی بیشتر از مجموعه‌ مهارت‌های افراد را در بر می‌گیرد. در کارآفرینی در مقیاس استارتاپ‌ها، تنوع شامل ذهنیت اعضا هم می‌شود. گروه‌های استارتاپی باید توانایی تغییر محصول، تطبیق با طرح‌های مختلفی که برای جبران مافات لازم است، پذیرش روش‌های جدید بازاریابی، تغییر صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند، تعویض نام تجاری کسب و کار و یا حتی تخریب کامل کسب و کار و شروع از صفر را داشته باشند.

مرتبط: چگونه پیش از کارآفرینی در یک صنعت، آن را ارزیابی کنید

 

یکی از مهم‌ترین مسائل، بهبود یافتن بعد از آسیب‌های کسب و کار است؛ آسیب‌های از قبیل از دست دادن سهم در بازار، مشتریان ناراضی، ترک کارمندان تاثیرگذار و ... . استارتاپ‌هایی که اعضای گروه آن می‌توانند در کنار هم و با هم آن استارتاپ را بازیابی کنند، توانایی منحصربه فرد همکاری در شرایط وخیم را دارا هستند.

استارتاپ‌هایی که چند بنیان‌گذار دارند در مقایسه با شرکت‌های تک کارآفرین شانس بیشتری برای موفقیت دارند. در این‌گونه استارتاپ‌ها، مسئولیت پاسخ‌گویی اعضا بیشتر است و این کمک می‌کند بعد از چالش‌های مقطعی با همکاری هم شرایط مساعد بازیابی شود. برعکس، استارتاپ‌هایی که توسط یک کارآفرین ایجاد و اداره می‌شوند در صورتی‌که دچار چالش‌های کارآفرینی بشوند شرایط به مراتب سخت‌تری برای خروج از بحران دارند. به‌علاوه، داشتن چند شریک تجاری به معنی داشتن چند تخصص اضافه‌تر است که به بازیابی کسب و کار بعد از بحران کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری

اگر استارتاپ شما در بازار دوام بیاورد خوش‌شانس بوده‌اید. توانسته‌اید کاری را انجام دهید که ۹۰% کارآفرینان و کسب و کارهای نوپا از پس آن برنمی‌آیند.

اگرچه شانس هم نقش بزرگی در موفقیت شرکت‌هایی مثل گوگل و فیسبوک بازی کرده است، اما دلایل متعددی برای موفقیت این استارتاپ‌ها وجود دارد. آنها محصولی دارند که نیازی را برآورده می‌کند، آنها چیزی را نادیده نمی‌گیرند، سریع رشد می‌کنند و از ضربات سخت زندگی استارتاپی جان سالم به در می‌برند و به سرعت خود را بازمی‌یابند. اگر در کارآفرینی، این چهار خصوصیت را دارید، خودتان را برای موفقیتی بزرگ مهیا کرده‌اید.

منبع: Forbes | ترجمه: روزآفرین

مرتبط: ۳۶ راه‌کار برای موفقیت یک کسب و کار نوپا

به این مطلب امتیاز بدهید: 
امتیاز شما: هیچکدام (۴ votes)

دیدگاه‌ها

دیدگاه جدیدی بگذارید

Ordiban Creative